یک زاغه نشین از خیابان را به آسایشگاه منتقل کردند داستان های سکسی تصویر و در آنجا او را پاره کردند و بردند
بچه ها شبانه به خیابان های باریک شهر رفتند تا دختران کوچک را خودشان تحویل بگیرند. این بلوند 8 مارس او را شناخت و سلام کرد و آنها او را به سانانا دعوت کردند. او به بچه ها گفت که پول زیادی کسب نمی کند و به او پیشنهاد داد که بلافاصله پول را کم کند تا آنها را جلوی دوربین ببرد. جوجه با گرفتن پول در حالی که او را دوشیده بود ، کمرش را باز کرده و مدام لباس می پوشید ، کاملا برهنه بود. او نشست و به او نشان داد که چگونه می خواهد دیکس را بخورد. ناتاشا بالای میز سرطان خم شد و مرد قوی موز او را از پشت فرو برد. با از بین بردن گره روی میز داستان های سکسی تصویر ، آنها در میخانه به سرانجام رسیدند.