دوست دختر من را نزد یک دوست داستان های سکسی تصویر دار ثروتمند ببر و پول در بیاور
او به دوست دختر خود در مورد یک دوست ثروتمند کودکی گفت و به او پیشنهاد داد تا از طریق انفجار با او درآمد کسب کند. او تماس گرفت و خواستار دیدار شد. او قبول کرد داستان های سکسی تصویر دار که به عنوان یک بت پول بدهد ، کنار مبل نشست و شروع به چشیدن دوست دختر خود کرد. تنها جوراب را که ترک کرد ، در کنار دوست پسر خود نشست ، از طریق لباس زیر سر آلت را معاینه کرد و آن را درآورد و کلاه را به دهان گرفت. از طریق سوراخ لوله از بالا ، تقریباً به سرطان تبدیل شد. پسر بچه ای را دید که انگشتش را انداخت و در آخر در میخانه قرار گرفت.