دوستان یک برده را مجبور کردند که پاهای داستان های سکسی باتصویر او را لیس بزند و در بیدمشک بر روی صورت او نشست
این دو سبزه دستهای غلامش را بستند و آنها را آویزان کردند تا مانع سلطه آنها نشوند و چشمهایشان را بسته و بعد از آن بلافاصله بدرفتاری با او را آغاز کردند. یک عوضی کوتاه مو پاهای او را به صورت او کشید و او را مجبور کرد تا انگشتان پای خود را لیس بزند ، و دائما سعی می کند آنها را به عمق بیشتری بچسباند. دوستش آنقدر ایده او را دوست داشت که او آن طرف دراز کشید و او مجبور شد پای او را لیس بزند. کفشها را روی صورت او گذاشتند و دستور دادند پاهایش را لیس بزند. آنها به او دستور دادند دهان خود را باز کند و شروع به تف کردن زبان کرد. به نوبه خود ، آنها یک چهره گفتند ، و داستان های سکسی باتصویر بلوند او را خودارضایی کرد ، و هنگامی که او خودش را تمام کرد ، هر دو روی سینه او ایستادند و شروع به لکنت کردند ، به او دستور دادند که ساکت باشد ، به چشمان یکدیگر نگاه کند و به آرامی او را ببوسد.