ویسکی خود داستان سکسی تصویر را تمام کردم و با سوراخ در گردن بطری نشستم
والریا مانند یوگی که از پاهایش عبور می کرد ، تصمیم گرفت در مورد تجارت صحبت کند و برای اینکه روانش راحت تر شود ، یک لیوان الکل برای خودش ریخت. او سیگار گرفت و یک تراشه دود کرد. او در مورد هنر داستان سکسی تصویر صحبت کرد ، بیش از حد مشروب خورد ، مست شد و حتی شروع به مشاهده موسیقی آرامش بخش کرد. دکمه های پیراهنم را باز کردم و تصمیم گرفتم یک ویسکی طولانی از گلویم بردارم. او تقریباً دویست گرم مکید. او تصمیم گرفت شلوار خود را دربیاورد ، آنها را به زمین تکان داد ، لباس زیرش را انداخت و دوست پسر خود را اذیت کرد. نوشیدنی را با کک رقیق کردم ، نوشیدم و گردن بطری را لیسیدم ، داخل واژن قرار دادم ، پریدم و پشت کردم.