او داستانهای سکسی تصویر عصای اسباب بازی را درآورد و به خانه اش برد

یک دوست یک بچه اسباب بازی را برد و او در اولین قرار ملاقات او را به خانه اش برد. آندرهوكا كه شلوار را از دختربچه دور كرد ، او را گرفت ، او را به پشت انداخت و چك داد. پاهایش را باز کرد و او بالای کلاه داستانهای سکسی تصویر او نشست و شروع به پریدن کرد. اندرو پستانهای خود را تمام کرد