پلیس گلیفوزیت را گرفت و او داستان و تصاویر سکسی را با کمربند 2 مجازات کرد
وقتی اولین روسپی صحبت کرد و هرچه می دانست به او گفت ، آنها با دوست او معامله کردند. آنها یک برهنه را به پشت خود انداختند و رانها را با زور دور کردند و بدین ترتیب کمربند را از بالای کلاه بیرون زدند تا از لحاظ مدی محکم باشد. او با صبر و تحمل تحمل کرد ، اما گربه کوچکش به زیبایی سفید شده بود. سی سکته مغزی در رول های زرد روسپی دفع شد و روی زانو غلتید. آنها آن را به پشت او گذاشتند و داستان و تصاویر سکسی هنگامی که او پاهای خود را باز کرد ، او کلاه خود را به سختی پاره کرد.