اریک و ادی داستان سکسی تصویر دار عقب عوضی هستند
دودز ایستگاه قطار را برای شکار انتخاب کرد و اندکی قبل از ورود قطار به آنجا رسید ، زیرا می دانست بسیاری از دانشجویان برای تحصیل باید به آنجا بیایند و این بار می توانید به راحتی شخصی را بشناسید. زمان کمی باقی مانده بود ، بچه ها بلافاصله آنجا را ترک کردند و به زودی حرکت آغاز شد. زیبایی متوقف شد و از او کمک خواست و گفت اگر آنها را به کارزار تبدیل نکنند می میرند. اگر از آنها برای خوردن غذا دعوت شد ، لرا موافقت کرد. آنها نزدیکترین هتل را انتخاب کردند ، جایی که از او خواستند نزدیکترین منطقه را برای پول به آنها نشان دهد. ما به سرعت در مورد قیمت توافق کردیم ، او را به یک توالت بزرگ ، جایی که اجازه خواب داشت ، بردیم و بیدمشک او را بررسی داستان سکسی تصویر دار کردیم. آنها به کشیدن شلوار کمک کردند ، سرطان را بیرون آوردند و آلت تناسلی مرد را ابتدا از پشت اریک فرو بردند. دور گربه ، جای خود را به ادی داد. هنگامی که سوراخ آزاد شد ، انگشتان خود را به لام پشت آورد ، آن را در الاغ خود فرو کرد و زبان خود را تمام کرد.