لزبین ها صبح با یکدیگر کولیینگوس تشکیل می تصویر سگسی دهند
یک لزبین یک شب در خانه دوستش اقامت داشت و صبح اول بیدار شد. من در خانه قدم زدم ، اما او خیلی خسته شده بود ، بنابراین او به اتاق خواب برگشت تا دوست پسر خود را بیدار کند. او زبان بور را از الاغش گرفت و با خوشحالی بلند شد و روبروی او نشست. دختران کوچک به چشمان یکدیگر نگاه کردند و به آرامی بوسه زدند ، پاها به آرامی ادامه یافتند. زن به دوست خود کمک کرد تا شورت خود را پایین بیاورد ، او جلوی گربه تصویر سگسی اش را نگاه کرد ، بلافاصله با اشتیاق زبانش را پوشاند و لباس هایش را هدایت کرد. این کمک کرد تا خوشبختانه پایان یابد و بدون انتظار برای پاسخ ، او عقب نشینی کرد و به کونی رسید.