جوجه ها داستانهای سکسی با تصویر پسری را در خیابان گرفتند و به آنها اطمینان خاطر دادند
شخص خودش را به سمت گربه اش انداخت و او می خواست بدون او ، با دوستان بدش جدا شود. هنگامی که در شهر حضور یافت ، رفقای مرغ شروع به شکار کردند ، دستور مناسبی پیدا کردند ، او را برداشته ، به راهرو آوردند و لانه ساختند. با ورود به آپارتمان آنها مستقیماً وارد زمین شدند. زیبایی با گربه روی صورتش نشست و لبهایش را به زبانش مالید. او به داستانهای سکسی با تصویر عضوی نقل مکان کرد ، پرید و دوستش را هدایت کرد. آنها پسربچه را مبتلا به سرطان کردند و یک کلاهبردار ساختند ، و یک دانه برف در دهانش گرفتند.