آنها زن را داستانهای سکسی باتصویر باز کردند و با قایقی به ساحل رفتند
ایگور و یکی از دوستانش با یک وانت برای یافتن همسفر خود از شهر به دریاچه رفتند. اما بدون یافتن مورد مناسب درجا شکار کرد. به یک زیبایی تنها پیشنهاد شد که با آنها در یک قایق سفر داستانهای سکسی باتصویر کند. آنها جلیقه نجات را بر روی دختر کوچک گذاشتند ، چشمهای خود را از قایق برگرداندند و به دنبال ترفندهای خود بودند. از بسته بندی پول خواسته شد تا زیبایی آنها را نشان دهد. نشسته مقابل کانا ، لانا ابزار خود را مکید ، از بالا پرید و به پهلو دراز کشید و گربه خود را در معرض پمپ دوم قرار داد.