بعد از پیاده روی او خودش تصویر سکس کس را به ارگاسم رساند
همانطور که به زن نگاه کرد و از آنجا دور شد ، افکار بدی در سر او ظاهر شد. هوای تازه به اطراف سر زیبایی می آمد و او می خواست به زودی دمار از روزگار بگذارد. اما او جرات نمی کرد که خودش را در خیابان جرات کند ، این در قوانین او نبود و عوضی جسور به خانه عجله کرد. او بلافاصله دکمه بلوز خود را باز کرد و به دنبال آن سوتین و بیدمشک بزرگ از لباس های تنگ آمد و آه عمیقی تصویر سکس کس بیرون داد. او به سرعت لباسهای زیر را برای انعطاف پذیری در آورد و به رختخواب رفت. پشت قرار دهید. توپها را در دستانم غلتاندم. او روی صندلی حرکت کرد. پاهایش را از زانو خم کرد و آنها را به طرفین باز کرد و راه را برای دست شیطانش که به سمت کلیتور در شکمش رفت و شروع به لکنت کرد و سریع آن را تمام کرد ، باز کرد.