آنها جلوی شستن پنجره های بور را گرفتند و دهان او را داستان سکسی با تصویر واقعی تقریباً پاک کردند
مردان کوچه و خیابان دیدند که چگونه یک زن زیبا در حالی که با یک تی شرت ایستاده بود ، پنجره ها را می شوید و تصمیم گرفتند که به او سر بزنند. آنها بی سر و صدا درها را باز کردند ، رفتند پشت و بی ادبانه روی مبل افتادند. بدترین مرد داستان سکسی با تصویر واقعی تی شرت خود را بلند کرد و شروع به لیسیدن گربه اش کرد ، در حالی که دوستی به دست اشمیت کمک کرد. لباس زیر را درآورد ، در چاله ها تف کرد و هر دو انگشت را سوراخ کرد. دکمه های شلوار را باز کرد ، آنها را در دهان خود جمع کرد و شروع به بمباران سرطانی پیچ کرد. چرخش ، تقدیر قدرتمند در دهان او.