برق کار یک معلم جغرافیا را در دفتر خود عکس اموزش سکس اخراج کرد

او که نتوانست با معلم در دفتر کارش کنار بیاید ، دامنش را بلند کرد ، فرهایش را از پشت بست و پایش را روی صندلی گذاشت. یک برقکار که به طور تصادفی وارد شد ، او را از روی لباس کشید. او نشست ، شلوار خود را درآورد و با خوشحالی آلت تناسلی خود را در دهان خود گرفت. روی یک صندلی نشستم ، رانهایم را به طور گسترده ای باز کردم و آنها را بلند کردم ، و احمق کارگر با زبانش روی عصا کار کرد. یک جلوبای ضخیم با سخاوتمندی پوشانده شد و به گربه دوم کشیده شد. مقعد از بالا گیره گرفت ، الاغ را عکس اموزش سکس از پهلو پاره کرد و سرطان را روی میز ادامه داد ، بدون اینکه آن را بیرون بیاورد ، از پایین تمام کرد.