او بی سر و صدا وارد شد و دوست دختر داستان های سکسی تصویر دار خواب خود را به دوربین برد.

پسر داستان های سکسی تصویر دار برای اینکه دوست دختر خود را که خیلی دوستش ندارد بیدار نکند و بدنش را جلوی دوربین شلیک نکند ، باید خیلی آرام به اتاق استراحت آرام روی تختش برود. وقتی بی صدا نزدیک شد ، لنز از روی پاهایش عبور کرد. من متوجه شدم که عوضی از پشت شروع به غلتیدن کرد. یک دقیقه متر و بلافاصله گربه لخت او دارای نوک سینه های کشیده بود. گاو برگشت به سمت چپ او ، دست خود را به زیر سرش انداخت و پسر با بی میلی انگشتان خود را به سمت پستانهایش کشید. نوک پستان را احساس کردم ، رفتم عقب و گربه اش را برداشتم. هنگامی که عوضی دوباره به پشت او بود ، او دوباره لنز را از پاهای او به گربه اش گرفت و بی سر و صدا بیرون رفت.