برای آرام کردن عروس در عروسی ، دوست دختر یک خط میخی داستانهای سکسی باتصویر ایجاد کرد
عروس گریه را متوقف کرد و به داستانهای سکسی باتصویر طبقه پایین رفت و اتاق را بست و شروع به غرش کرد. اما دوستش به دنبال او دوید و شروع به در زدن او کرد ، از او خواست که در را باز کند ، صحبت کند و او را آرام کند. وقتی او را به داخل راه داد ، زیبایی او را با توجه احاطه کرد. او شروع به بوسیدن انگشتان خود ، لیسیدن زبانش ، به تدریج فرو رفتن ، نمی فهمید که چرا عروس ، اما او در روح خود بسیار آرام شد. ناگهان دوست به زانو درآمد ، لباس او را از تن درآورد ، شورتش را به پهلو كشيد و كليتور را ليسيد. از پشت بالا رفت و الاغش را گرفت. او به دراز کشیدن به پشت کمک کرد ، زبان خود را در کلیتوریس دفن کرد و زنگ را با ملایمت تری مکید. او با انگشتانش گربه اش را لیسید و سپس به یک قصاب و یک دونده بالای ظرفشویی تبدیل شد تا با همان تلخی به او پاسخ دهد.