پسر در پذیرایی Tanyuha به او کمک کرد تا سکسی با عکس کار کند
پسر به دفتر مرکزی شرکتش آمد و اسناد سکسی با عکس را در یک پوشه آورد. او به نوبه خود به یک زن بالغ رسید ، وقت را سپری کرد و شروع به صحبت با او در مورد کار کرد ، و متوجه شد که او برای کار آمده است. او تصمیم گرفت که این مرد جوان بتواند به او در یافتن راه حل کمک کند. اما برای این ، او تصمیم گرفت که او را آزار دهد و در صورت امکان ، او را لعنتی کند. ناگهان چراغ خاموش شد و تانیوکا به درون شلوار خود بالا رفت. او به زانو درآمد و شروع کرد به او دمار از روزگارمان درآورد ، و هنگامی که چراغ ظاهر شد ، فاکر متوجه حضور او در دفتر نشد. لبهای خود را به کلاه فشار داد و با نوک زبان شروع به بازی با آن کرد. سپس او به شانه های خود تکیه داد ، دامن خود را بلند کرد ، پاهای خود را به طرفین باز کرد و با خوشحالی از نفوذها ناله کرد. او شروع به سرگردانی کرد و دوست پسرش گردش خوشایندی را سپری کرد و قول داد در کار کمک کند.