صاحبخانه یک کارگر تصاویر داستان سکسی جوان را به دلیل تعمیرات بد دستگیر کرد
یکی از دوستانم شروع به ساخت کاغذ دیواری کرد و پس از استفاده از لایه اول تصمیم گرفتم سیگار بکشم. با سیگار روی پله ها نشست و لحظه ای فکر دودی را بیرون داد. صاحب خانه آمد و شروع به پرسیدن کرد تصاویر داستان سکسی که چرا هیچ کاری انجام نشده است. پرش هایی پیدا کردم و می خواستم یک دختر جوان بکارم تا این مشکل حل شود. لبهایش را بوسید ، بلوزش را درآورد و به گربه بزرگ آمد. او با انگشتان خود گربه او را لمس کرد و خروس بزرگی را بیرون آورد و به او گفت که لیس بزند. بارلون را زیر زانوانش قرار داد و از پشت التماس کرد. پشت کرد و بالا رفت. او 69 را روی شکم موی خود قرار داد و شروع به لیسیدن سوراخ کرد. رانهای خود را به سمت دوست دخترش باز کرد و نگه داشتن سر او را تمام کرد.