او دوست پسر خود را از داستان های سکسی با تصویر انجام تکالیف منصرف کرد و او را به فریب دادن اغوا کرد

زن با دیدن دوست پسر خود ، مانع خواندن و خواندن کتاب شد. بالای سرش نشستم ، سوتینش را رها کردم و گربه الاستیکش را بوسیدم. در طبقه پایین ، او با اشتیاق عضوی هیجان زده را در دهان خود گرفت و شروع به نوشتن روی بدن خود کرد که همه چیز را حرکت می دهد. پاهایش را روی شانه هایش انداخت و دانشجو سرش را داخل سوراخ کرد و عوضی با صدای بلند ناله کرد. هدر رفته توسط سرطان ، ایستادن ، خاتمه داستان های سکسی با تصویر دادن به واژن.