او دوستی آورد تا این داستان های سکسی با تصویر سه نفر را با خود نگه دارد

این زن با این پیوند موافقت کرد زیرا نمی دانست دوست پسرش دوستش را برای رابطه جنسی فراخوانی می کند. او می خواست از این مدت طولانی لذت ببرد ، بنابراین او را به پشت او گذاشت ، پاهایش را بست و او را آویزان کرد ، دستهای گره خورده اش را به دو طرف گسترش داد. شمع را روشن کردم و آن را روی هر نوک پستان انداختم تا بی حرکت بنشیند و موم داغ از ریختن خودش ترسید. دوستان برهنه وارد اتاق شدند و از طرفهای مختلف تخت خم شدند و شروع به بوسیدن ملایم گدای یخ زده کردند. رفیق سوراخهای خود را بست و پس از ضربه شخص دوم کمی روغن به پشت او ریخت. اما اشتیاق به فاک بیشتر از دیگران بود ، و آنها ، گاو را به پشت او گذاشتند ، شروع به پاره کردن آن به دو تنه کردند ، که بی سر داستان های سکسی با تصویر و صدا روی پشت او قرار گرفت ، آلت تناسلی مرد را مکید و دوباره شروع به بستن روبان های صورتی کرد تا زمانی که تمام شده.