مرد جوان به طرز وحشیانه ای توسط یک خوک چاق پیر داستان سکسی تصویر دار پیر گرفتار می شود

دختری نوجوان با دم اسبی که نشسته و در رختخواب کتاب می خواند. پیرمردی که شکم گلدان دارد پیش او می آید و چیزی به داستان سکسی تصویر دار او می گوید. او سر زن بیچاره فریاد می کشد ، کتاب کوچکش را از دستش پاره می کند و آن را روی زمین می اندازد. سپس او مشتاقانه با دستان کودک را لمس می کند. او چنان از او بیزار است که زن سگ پیر را تعقیب می کند. او کودک را مجبور به فاک کردن کرد و سپس بالای خروس خود نشست.